تبليغاتX
وب لاگ شخصی فرید اسماعیلی

وب لاگ شخصی فرید اسماعیلی

من منهای نقشه برداری و کار - (مطالب نقشه برداری در وب سایت : http://www.faridesm.ir )

 چیزهای کوچک،

مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دست هایت یک فشار کوچک می دهد....

راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی .

آدم هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو برنمی گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.

آدم هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.

آن هایی که هر دستی جلویشان دراز شد به تراکت دادن، دست را رد نمی کنند. هر چه باشد با لبخند می گیرند و یادشان نمی رود همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ را می شود تا کرد و گذاشت توی کیف.

دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتر یادداشتی، نشان کتابی، قلمی.

آدم هایی که از سر چهارراه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.

آدم های اس ام اس های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم های اس ام اس های پرمهر بی بهانه، حتی اگر با آنها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.

آدم هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند، خط هایی می نویسند که یعنی هستند تا در غمت شريك شوند و از آن بكاهند، کسانی که غم هیچکس را تاب نمی آورند.

آدم هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست.

آدم هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.

آدم هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.

همین آدم ها، چیزهای کوچکی هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن...

ايكاش ما هم يكي از اين آدم ها باشيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 فروردین1390ساعت 14:51  توسط فرید اسماعیلی  | 

دوستان توجه داشته باشید آدرس وب سایت من به http://faridesm.ir تغییر یافت

 -----------------------------------------------

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

 اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

 اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

 آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

 اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

 نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

 بهترین های خود را به دنیا ببخش، حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

دکتر علی شریعتی

 

خدایا!

دستانم خالی و دلم غرق آرزوها ست،

 یا به قدرت بیكرانت،دستانم را تواناگردان،

یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی كن....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 20:11  توسط فرید اسماعیلی  | 

ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره
دنیامون یه عالمه ،آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن
همه که پر ترک مث من و تو نمیشن

ماه من غصه نخور،گریه پناه آدماس
ترو تازه موندن گل ماله اشک شبنما س

ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور پنجره مون بازه هنوز
باغچه مون غرق گلای عاشق ناز هنوز

ماه من غصه نخور باز داره فصل سیب میشه
میدونم گاهی آدم تو وطنش غریب میشه

ماه من غصه نخور ماها که تب نمیکنن
ماها که از آدم ها کمک طلب نمیکنن

ماه من غصه نخور شمدونیا صورتی ان
دلایی که بشکنن چون عاشق قیمتی ان

ماه من غصه نخور سبک میشی بارون بیاد
توی عاشقی باید نترسی از کم و زیاد

ماه من غصه نخور خاطره هامون کودکن
توی این قصه دلا یه وقتایی عروسکن

ماه من غصه نخور بازی زمین خوردن داره
کار دنیا همینه تولد و مردن داره

ماه من غصه نخور تاب بازی افتادن داره
زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره

ماه من غصه نخور گلا میان عیادتت
به نتیجه میرسه آخر یه روز عبادتت

ماه من غصه نخور خیلیا تنهان مث تو
خیلیا با زخمای عاشقی آشنان مث تو

ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونیکه غصه نداشته باشه آدم نمیشه

ماه من غصه نخور حافظ واست وا میکنم
شعرشو میخونم و تورو مداوا میکنم

ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا
هردومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا

+ نوشته شده در  شنبه 4 دی1389ساعت 23:14  توسط فرید اسماعیلی  | 

کوچکترید، از آنکه مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید

من ریشه در شقایق پرخون نشانده ام
گل های سرخ باغ مرا خوب بو کنید

 ای بادهای سرد مخالف منم درخت
باید که ریشه های مرا جستجو کنید

ای بادهای سرد مخالف من ایستاده ام
این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید
بر من مباد تیغ شما زخمی ام کند
شاید به خواب مرگ مرا آرزو کنید

+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 4:3  توسط فرید اسماعیلی  | 

ببین... چه روزهایی گذشت

کودکی های معصوم ما, انگار که خوابی, شیرینی رویای دوری...

خیالش هم خیس می کند گونه هایم را

 

نگاه کن... چه روزهایی می گذرد!

معصومیت زلالت  هنوز می بارد از چشم هات... و دلت چه شفاف می تپد توی آینه نگاهت

 

چه شد که عادت کردیم به عبور؟

به این همه گذشتن...!!!

از حقیقت محض...  به وهم!!

 

میبینی روزهای با هم بودنمان چه ساده می گذرد   بی هم!

میبینی چه ساده زندگی می لغزد از کفمان   بر زمین میریزد   و دفن می شود

می بینی چه ساده عبور می کند از ما   لحظه هایی که تنها دارایی ماست  بی که بدانیم!؟

 

کاش امید را نمی شناختیم  پیش از آنکه اراده را بفهمیم

کاش یادمان نداده بودند  که خدایی هست,  بی که بدانند و بیاموزند که  من و تو   هم اوییم!

 

آی  خداوندگار من!  قدری نزدیک تر بیا! قدری بلند تر بخوان نام مرا

این روزها دلم   فقط چشم های تو را می خواهد...

من از این موازی زندگی   تشنه ی زندگی دویدن  خسته ام!

کلامی با من بگو...

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 خرداد1389ساعت 2:22  توسط فرید اسماعیلی  | 

یه بار به یکی از دوستام گفتم واقعاً داریم این زندگی رو به چی میبازیم؟

گفت اگه میدونستیم که دیگه بازنده نبودیم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اردیبهشت1389ساعت 1:51  توسط فرید اسماعیلی  | 

نمیدونم چرا احساس می کنم سرنوشت آدم از قبل نوشته شده. نمیخوام بحث فلسفی کنم. ولی خیلی وقتا پیش می یاد که آدم تو یه شرایطی قرار می گیره و یهو یادش می افته که همین لحظرو یا همین شرایط از زندگیش رو عیناْ با تمام جزئیاتش قبلاْ تو خواب دیده.

شاید قبلاْ وقتی که اون خوابو دیده بودیم و بعد بیدار شده بودیم، تصور اینکه همچین اتفاقی یا همچین شرایطی ممکن باشه برامون پیش بیاد، ممکن نبود. به عنوان یه خواب الکی ازش می گذریم. ولی بعد واقعاْ اتفاق می افته. روزی چقدر تصمیمای جور با جور میگیریم ولی باز اون خوابا اتفاق میفتن. یعنی تصمیمامونم جزوی از سرنوشتمونن و معلومه که قبلش میتونیم خوابشو ببینیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 0:52  توسط فرید اسماعیلی  | 

خداوندا! آرامشی عطافرما تابپذیرم آنچه را که تغییر نا یافتنی است، قدرتی ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم و بینشی تا تفاوت این دورا بدانم

ورود به وب سایت من

+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 14:10  توسط فرید اسماعیلی  | 

واقعاْ داریم این زندگیرو به چی می بازیم؟!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 22:23  توسط فرید اسماعیلی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 12:36  توسط فرید اسماعیلی  |